بزرگترین اشتباهم امید به خدایی بود که فکر میکردم روزی، یه جایی، یه کسی، یه جوری، یه چیزی.... رو عوض میکنه و زندگیم تغییر میکنه خدایا فراموش کن و تموم کن دیگه خوش گذشت...
راستی خدایا! من اگر نبودم!.. این همه غم را چه میکردی؟
تنهــــــــــا بودم یکی تنهاترم گذاشت و رفت.
به حرمـــــت نان و نمکی که با هم خوردیم
نــــــــان را تو ببر
که راهـــــــــت بلند است و طاقتــــــــــت کوتاه
نمــــــــــک را بگذار برای من
می خواهم این زخم همیشــــــــــه تازه بمانـــــــد...
وقتی سـَرم درد میکند
حتی قرص هم جـواب نمیدهد٬
حالا من میمانـَم و قاب عکست!
من چشمـهایت را از کـُدئین بیش تر قـبـول دارَم..!
تمام روزهایی که سرگرمیت بودم، زندگیم بودی
مدتی است اشکهایم شبیه تو شده اند گریه که می کنم نمی آیند
گاهی به خاطرم ماندن را تحمل کن رفتن از دست همه برمی آید !!!
کاش میدانستی بعضی از حرف ها را مثل درد باید کشیــــــــــــــــــــــــــــــــد
نه نوشت
خیلی وقت است فراموش کـــــــرده ام
کدامیک را سخـت تــر می کشــــــم
رنــــــــــــج!
انتظار!
یا نفس را.
نه دکترهستم، نه محقق، نه دانشمند...
ولی دردناک ترین و خطرناک ترین و کشنده ترین...
بیماری دنیا را کشف کرده ام!
اسمش "تنهایی" است
بوســــــــه ای که
لبــــانم را به مزمزه می اندازد
شاید...
کفاره ی همـــه گناهان ناکرده ام باشد...
چـــرا که می دانم فـــردا تو می روی
و من می مانم...
و جهنمی که روی لبـــــانم جا مانده است
هرچقدر بيشتر ميخواهمت...
دورتر ميشوی...
برگرد!
قول ميدهم ديگر دوستت نداشته باشم!
می سپارمت
به
خدایی که
نداده
پست گرفت...
دیگر وعده های سر خرمن هم خرش... نمی کند..!
دلم را می گویم... فقط خودت را می خواهد...
عشــق
همین خنده های ساده ی توست
وقتی با تمام غصه هایت میخندی
تا از تمام غصه هایم
رها شوم
چه کسی
برای عشقبازی ما
شعر اتــل متــــل خواند
که پایت را
به این راحتــــی
از زندگیــم
وَرچیــــیدی
بی خبری بـی پـــایـــان تـریـن خبـری است
کـه از تـو میرسـد ایــن روزهــــا...
روزهایم را خیابانهای شهر میگیرند شبهایم را، خوابهای تــو...
آب پاکی که می گفتند همین است
بی هوا که بریزند روی دستت
دلت یخ می کند
یـــــــــخ مثل حالا..!
خسته ام، ازتکرار شنیدن
مواظب خودت باش؛
تو اگر نگران حال من بودی
نمی رفتی
می ماندی، و گاهی فقط گاهی
با یک نگاه، با یک نفس شاید
مواظبم بودی
پس بگذار و بگذر...
الکی
نگران من نباش!!!
حواسم را پرت ميكنم... باز هم كنار تو مي اُفتد...!
راهى است میان ما
نه تو مى آیى،
نه من مى توانم بروم
این جاده براى نرسیدن است
گرسنه ام
گذاشتی
تا
حریصم کنی...!
اما
ندانستی یک عاشق گرسنه
بی تحمل که شود
به هر اغوشی چنگ میزند...!
انگشت نمای شهر شده ام
هي لعنتي
تو فقط با من باش
من قول میدهم
با خودم هم
قطع رابطه کنم
لنگر انداخته ای
بر آبی روحم.
غرق شده ام
در ماهی چشمت.
بادبان ها را بکش
جزیره در انتظار ماست!
قرارمان
امشب
در
خواب های سیاه و سفید من
پریشان لب های چسبناک توام
که
بوسه ها را کش می دهد
تا سحر...
جایت را با دیگری پُر میکنند
احساس سیری چند؟؟!
آدم هــای عجیبـــی دارد اینجــا!
دوستــی هــایشان نـــاگهانی ســت
دلبستــن شـــان غریـــب است و رفتــن شان آشنـــا...!
عذابم می دهد
حسرت داشتن یک چتر!
وقتی که زیر باران
تنها چیزی است که می تواند
تورا
چند قدم بیشتر
به من نزدیکتر کند...
چه تفاوت عمیقی ست
بین تنهایی
قبل از نبودنت
و تنهایی
پس از نبودنت...!
یکی از بدترین ظلم هایی که " عطر " میکنه اینه که بدون اجازه آدمو هـل میده وسط خاطرات
یادآور سوره ی توبـه ای برام! بی بســــم الله آمدی و به توبـــــــه کردنم انداختــی
بزرگترین اشتباه من این بود که هر موجود دو پای را آدم فرض کردم...!!!
لامصــــــــــــــب، خاطــــــره حال می دهد اما از درون می پوسانــــدت
از چه می ترسی كه بگویی كه دوستم داری؟ بگو و از هیچ چیز نترس فردا میتوانی انكاركنی
سـکـه ی زنـدگـیم شـیـر نـدارد امـا هـمـیـن خـطـی کـه مـرا بـه تــــــو وصـل نـگـه مـی دارد را بسیـار دوست میدارم
زندگی به من آموخت هیچکس شبیه حرفهایش نیست.....!!!!!
خاطرم نیست دقیقا از کی کلاغ شدم، که آخر همه قصه های زندگی ام، نرسیدن است
گاهی کنــارِ پنجره ی سردِ این اتـــاق حتی عبورِخاطره هم غیرممکن است
نظرات شما عزیزان:
موضوعات مرتبط: اس ام اس ، جملات فوق العاده زیبا و احساسی ، ،
برچسبها:













































